نمیدونم سر دل چے اومده

توے رویاے شبام کے اومده

اے خدا کارے بکن دلم گرفتار اونه

توچشاش دربه دره تفلکے بیماراونه

 

مثل مهتاب میمونه رو موج آب

مثل لالایے میموونه وقت خواب

 

گرمے طلوع خورشید بهونه اس

مثل شعراے قشنگ یک کتاب

 

روزا خورشید و به بازے کیگیره

دل من با خنده هاش جون میگیره

 

گلها با زنگ صداش قد میکشن

میدونم بدون اون دل میمیره

تاریخ : جمعه 10 خرداد‌ماه سال 1392 | نویسنده : ҈ پسر افغانی ҈ | | 2 نظر